تبليغاتX
سقاخانه

 

بابا جون نمازش تمام شده بودو داشت دعای فرج می خواند

که رفتم و کنار سجاده اش نشستم. 

گفتم:بابا جون!چرا اینقدر برای امام زمان دعا می خوانی اما امام زمان برای شما دعا نمی کند؟

بابا جون لبش را گاز گرفت و گفت:"نگو دختر!

آقا یاد ما هست.حواسش به ما هست.دعا می کند٬اما ما نمی فهمیم"

بعد هم سرش را به خواندن کتاب دعا گرم کرد که جواب مرا ندهد.

آقا سید مهدی!

چرا یک جوری یاد ما نیستی که ما بفهمیم؟

چرا جوری دعا نمی کنی که ما بدانیم؟

آقا!

برای من یواشکی دعا نکن...جوری دعا کن که بفهمم.

قایمکی حواست به من نباشد..جوری حواست بهم باشد و طوری نگاهم کن که متوجه بشوم.

 

+       |